گندمکی حوالی دریا

متن مرتبط با «شب نشینی با رادیو هفت» در سایت گندمکی حوالی دریا نوشته شده است

عشق لاکا روزمون مبارک

  • نیلوبلاگ

    این روزها مهم نیست چطور میگذرن مهم اینه حال دلم خوبهxa0 این را عمیقاً باور کن +xa0نوشته شده در xa0دوشنبه دوم مرداد ۱۳۹۶ساعتxa023:21&nbsp توسطxa0گندمکxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • خوشبختی همین حوالیه درست بیخ گوشت

  • نیلوبلاگ

    خوشبختی همین لحظه ست ک خواهرجانم پیام داده عشقوم ببین چی گرفتم واست وتو با یه ماگ صورتی خوشرنگ مواجه شی خوشبختی اون لحظه هم هست بی شک که داداش کوچولوت ک حالا واسه خودش آقایی شده بره بیرون بیاد با یه نایلون بزرگ هله هوله ک بعدا بشنوی ازش ک بگهxa0خوردن هله هوله باعث کاهش اضطراب میشه و آدم حالش خوب میشه ...

    ادامه مطلب
  • میلاد امام حسن مبارک

  • نیلوبلاگ

    من از اینکه بو نویی بدم خیلی دوس دارم مث الان...

    ادامه مطلب
  • پاییز با طعم آبان

  • نیلوبلاگ

    اینروزها بغضیم همه اش ک نباید لبخند بزنم میگذارم اشکهایم آرام جاری شوند و ب خودم میگویم باز هم صبوری من...xa0 مانده ام آن خدای حکیمی ک میگویند کی قرارست حکمتش در زندگی من نشان دهد خسته ام خسته تر از آنچه فکرش را کنی...xa0 برای من از دردهایشان میگویند در جوابشان چ بگویم؟هنوز معنی درد را نفهمیده اند ب گمانم شاید... میدانی درد چیست؟ بگذار برایت بگویم درد آنست ک بخاطر مادرت لبخند از لبهایت کنار نرودxa0 درد لحظه ایست ک بخاطر غرور داداشت حتی اگر سنش ازتو کمتر باشد سکوت کنی وتمام تلاشت را...xa0 میدانی ...

    ادامه مطلب
  • شب نشینی

  • نیلوبلاگ

    امشب شب نشینی رفتیم خونه عمه بزرگ خوب بود... گاهی ساده لبخند بزن...xa0 گاهی ساده تر با آدم ها همصحبت xa0شوحتی اگر ب کلاست نمی آید مگر چ اشکالی دارد؟!! xa0 هوم..... گندمک ب مهمانی میرود......

    ادامه مطلب
  • الهی به امیدتو ای مهربانترین

  • نیلوبلاگ

    از وقتی یادم میاد همیشه نوشتن اولین صفحه برام یکم با ی حس خاص همراه بود مثلا اینکه همه دفترامو ک ورق میزنم میبینم اولش رو یه ورق گذاشتم ک بعدا با نوشته های قشنگ پرش کنم...xa0 الانم همین حس ناب رو دارم برا اولین پست گندمک جان؟بعله خودم ازاین ب بعد تو قراره بهترین دوست من باشی وباهم بریم تا حوالی و دریا بنویسیم از روزامون... اینجا گندمک مینویسد...

    ادامه مطلب
  • هفته نامه گندمکی

  • نیلوبلاگ

    حوالی آرامش... جایی ک همیشه از لحظه ای ک پایم را در این شهر میگذارم دلم آرام میگیرد دلیلش را نمیدانم...xa0 نه... شاید هم بدانم....xa0 شاید بخاطر این است ک اولین اکسیژنی را ک تنفس کردم در این شهر بوده... شاید ب یمن اینکه این شهر قدمگاه امام رضاست مرا بی هوا آرام میکند... وخیلی شاید های دیگر...xa0 هر چ ک هست حال من خیلییی خوب است....

    ادامه مطلب