گندمکی حوالی دریا

متن مرتبط با «95 n» در سایت گندمکی حوالی دریا نوشته شده است

95/8/8

  • نیلوبلاگ

    چهارشنبه ای داداش رفت شلمچه اردو قربونش برم با اون شالای خوشگلی ک برامون سوغاتی آورده بود جمعه شبی برگشتxa0 صبح جمعه دختر خاله جان با شوهریش اومدن خونمون دفعه قبلم ک اومدن داداش خونه نبود شیراز بود میگه بهشون بگین من خونه نیستم صبر کنید من ییام بعدا بیاین خونمونxa0 کلیی خوش گذشت اصنم غیبت نکردیم خخخxa0 شوهریش دیشب رفت خودشم امروز با آبجي رفتنxa0 اینکه گاهی انقد سرم شلوغ میشه ک وقت نميکنم ب کارام برسم زوگاهی خیلیی زیاد دوس دارم راستی یکم گل کاشتم تو حیاط xa0کاش زودتر وقت کنم برم یکم گل و گلدون بخ...

    ادامه مطلب
  • 5/5/1395

  • نیلوبلاگ

    بالاخره گندمک اولین کلاس آموزشی تابستان 1395را آغاز میکند آن هم با بافتنی خیلی خوشحالم. ازاین ب بعد میتونم هرچی دوس داشتم ببافم.. خدایا شکرت... گندمک بافنده میشود...

    ادامه مطلب
  • 11/5/1395

  • نیلوبلاگ

    دوستای خوبم مرسی ک غافلگیرم کردین امشب اومدين پیشم خیلیییییی خوب بود خیلیی بامعرفتینxa0 پ،ن خوشی شاید همین لحظه های ساده باشد خنده ای ازته دل کنار کسانی ک بی دلیل یادت میکنندxa0 گندمک از دیدن دوستانش بسیی خندان است......

    ادامه مطلب